|
اگه خواستی قلبتو هدیه کنی بدون کی می خواد اون هدیه رو بازش کنه اگه خواستی دلتو فرش زیر پای کسی کنی بدون که قراره فردا روی اون پا بذارهاگه خواستی عروسک دست کسی بشی بدون که اون عروسکی رو جز تو دوست ندارهاگه خواستی به کسی بگی دوسش داری بدون که چقدر خاطر تو می خواد اگه کسی دونست عاشقشی زود بهش نگو دوستش داری ولی من ازت یه چیز می خوام اونم اینه که دوستم داشته باشی
روي تخته سنگي نوشته بود : اگر جواني عاشق شد چه كند؟ من هم زير آن نوشتم بايد صبر كند براي بار دوم كه از آنجا گذر كردم زير نوشته ي من كسي نوشته بود اگر صبر نداشته باشد چه كند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم بميرد بهتر است براي بار سوم كه از آنجا عبور مي كردم انتظار داشتم زير نوشته ي من نوشته اي باشد اما زير تخته سنگ جواني را ديدم كه مرده بود...
تو مگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري
کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود کاش بودی برای قلب من زندگی اینگونه بی معنا نبود کاش بودی تا لبان سرد من قصه گوی غصه فردا نبود کاش بودی تا نگاه خسته ام بی خبر از موج و دریا نبود کاش بودی تا زمستان دلم این چنین پر سوز و پر سرما نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بعد از این زندگی اینگونه بی معنا نبود
با اجازه تو!
باز هم امشب زیر لب صدایت می کنم اشک می ریزم دو چشمم را فدایت می کنم در نگاه خسته ات دنبال حرفی تازه ام هر چی می خوای بگو من هم دعایت می کنم خسته ای طاقت نداری می روی آخر سفر طاقت اشکت رو ندارم پس رهایت می کنم رفته ای من ماندم در انتهای عشق تو رفته ام قربان عکست جان به به پایت می کنم
تو رو به قيمت جون به همين يه لقمه نون تورو به ماه آسمون به عاشقاي بي نشون
تورو به حرمت چشات به همه مقدسات تورو به خود خدا به هق هق شبونه هات
قسمت ميدم قسمت ميدم قسمت ميدم
قسمت ميدم از عشم نگزري قسمت ميدم كه از اينجا نري قسمت مي دم قسمت مي دم
تو اگه بخواي فقط با يك نگات من برات خورشيدو آتيش ميزنم يك روزي دلم اگه تورو نخواد من اونو از توي سينه ميكنم
تورو به خود خدا به تمام اين شبا تورو جون رازقي به نماز عاشقي قسمت ميدم
قسمت ميدم از عشقم نگزري قسمت ميدم كه از اينجا نري قسمت مي دم
|
|
|






